دل نوشته های ناناز

چهارشنبه ۶م شهریور ۱۳۸۷

اوج عاشقی

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

شب هنگام
که عطر واژهای عاشقانه ات
در لحظه های آرام شب می پیچد
من در اوج عاشقی ام
مست می شوم

سه شنبه ۵م شهریور ۱۳۸۷

عزیز آسمونی

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

آروم بگیر تو دستام عزیز آسمونی

بگو که تا نهایت کنار من میمونی

بخواب رو پلک خیسم بارونو دربه در کن

یه شب به حرمت عشق با دل من سحر کن

رو هم بذار چشاتو ببین که خیلی تنهام

فاصله رو رها کن قدم بذار تو رویام

: لالایی نگامو بشنو و باورش کن

آروم بگیر تو خوابم ثانیه ها رو سر کن

آروم بگیر تو خوابم ثانیه ها رو سر کن

یه شب به حرمت عشق با دل من سحر کن

بمون تو خلوت درد لحظه به لحظه با من

پلی بزن با چشمات از این ترانه تا من

دوشنبه ۴م شهریور ۱۳۸۷

بگذار یک بار دیگر

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

بیا این هوای دم کرده را کنار بزن!

بوسه های خاک گرفته را از پستو بیرون بیاور!

دستی به صدای خسته ام بکش!

و بگذار یک بار دیگر به تو سلام کنم

بگذار کلمات مرده ام در صدفهای صورتم جای دهم

و آنقدر نگاهت کنم

تا گونه های صورتم به رنگ نارنجها شوند

و بگذار قبل از اینکه آخرین سیب به زمین بیافتد

نام تو را یاد بگیرم

یادت باشد

بی تو بیدار نخوام شد

و صورتم را در رودخانه های عاشق نخواهم شست

بی تو گیتارها گنگ خواهند ماند

و بو ته های نعناع خشک شد

پس یادت باشد بی تو…

یکشنبه ۳م شهریور ۱۳۸۷

نوشتم عشق

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

من از تو سبز می شوم…و تو از من…

به هم که گره بخوریم…

بختمان باز می شود…

و خوشبختی قسمتمان…!

دستانت را کم دارم برای شدن…

و آغوشت را می خواهم برای آرامشی ابدی…

برای جبران تمام دلتنگیهایم و نبودنهایت…

برای گفتن…برای شنیدن…!

تا اینکه بدانی دوستت دارم به اندازه یک عشق….

به اندازه یک بوسه…… بدون شهوت…!

پ.ن: اینجا جای اما و اگر و ای کاش نیست…

جمعه ۲۵م مرداد ۱۳۸۷

مرگ بارترین شبها

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

در خلوت تنهایی ام

حضور مبهمت

و تصویر گنگ نگاهت

مرهمی است بر درد های کهنه دلم.

بی تو،

شب هایم بدون شبگرد عشق،

مرگ بارترین شبهاست…

سه شنبه ۲۲م مرداد ۱۳۸۷

سوارسپید پوش

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

همیشه به افسانه های قدیم اعتقاد داشتم
به سوار سپید پوش
به
راستی جسارت نباشه
پس کی میایی؟

سه شنبه ۲۲م مرداد ۱۳۸۷

دوستی

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

سهم هرکس از مسائل زندگی دیگری همونه که خودش اجازه داده در موردش بدونیم و تعادل چه خوبه که نه حریمت رو میشکنن و نه حریم کسی رو میشکنی.به پستوی خاطراتت سربزن!اونقدر از کلمه ها دور افتادی که انگار بعضی از واژه ها سالهاست که خوابیدن.از دوستت دارم شروع کن.این بهترین کلام واسه شروع دوبارست

واسه دوستی باید واژه های زیادی رو ملکه ذهنت کنی.محبت.صمیمیت.انتظار.اعتدال.انعطاف.انصاف.بازم بگم؟

سه شنبه ۲۲م مرداد ۱۳۸۷

دلم گرفته

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

چرا اینقدر خمیده و رخوت زده؟

قدر راست کن

آسمان ممکن ها

خیلی خیلی خیلی بلند است

دلم گرفته

سه شنبه ۲۲م مرداد ۱۳۸۷

سوگند

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

واژه هایم را آب برده.قلمم شکسته.دلم میگرید.خاطراتم روی موجهای دیروز در گذرند.خاکستر مانده نگاهت..طنین صدایت و آهنگی غمگین مرا به خویش میخواند.مرداب آرزوهایم را به دریا میسپارم.به جنگل سوخته خاطراتم سوگند :درخت یادت را باغبان خواهم بود

سه شنبه ۲۲م مرداد ۱۳۸۷

فراق تو

نوشته شده توسط admin در Uncategorized

ربوده می شود ازچشمان من لغزش شبنم! یک نفر اورا به میهمانی سالهای دور فرا می خواند.یک نفر که هرگز فکر نکرد قلب من اکنون در همهمه سوزناک آفتاب برای خرید یک نگاه پراز شبنم چققققدر فقیر است.

گریه می کنم.واسه ی خودم.دلم.احساسم.چشمای پروانه هارو دیدی خیس میشه؟اونام از فراق گل گریشون می گیره نه؟

صفحه بعد